
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
خدا جون میگن تو خوبی ، مثل مادرا می مونی
اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟
خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟
من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن
من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟
خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته
زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره
اون می خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره
خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت
ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
به تو که موندگاری.....
سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟
اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟
شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟
اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم
بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم
اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟
خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟
اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟
با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟
طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو
با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟
هر چی بگی نه نمی گم، جونم بخوای برات می دم
هر چی می خوای بهم بگو، فقط بهم نگو برو
اجازه هست بازم تو خواب، بوس بكارم كنج لبات
یه شعر تازه تر بگم، به یاد شرم گونه هات
نشونیتو بهم می دی؟ تا پنهون از چشم همه
ورق ورق نامه بدم بازم برات
همیشه مهربون من! نامه رسید انتها
به خودم قول مي دهم ديگر دلم برايت تنگ نشود
قول مي دهم ديگر با ترنم صدايت آسمان چشمانم باراني نشود
قول مي دهم ديگر با تصور چهره زيبايت عاشق ني غريب چشانت
قول مي دهم ديگر با خاطرات زندگي نکنم
قول مي دهم ديگر به کلبه دلتنگي ات نيايم
قول ميدهم ديگر اشکهايم آبرويت را به تاراج نبرد
قول میدهم که دیگر مزاحم روزهای خوش زندگیت نشوم
قول ميدهم ديگر ستاره ي آرزويت را کم فروغ نکنم
قول ميدهم آسمان دلم را با ستاره وجودت گل باران نکنم
قول ميدهم دلم را از زير پايت بردارم
قول ميدهم ديگر آسمان ، ابراها را در روزهاي دلتنگي ام نگرياند
قول ميدهم ديگر نفسهايم را به عشق تو نکشم
ولي.......